تبليغاتX
گل نرگس گل نرگس گل نرگس



 

گفتیم:

       تا که بماند به جهان یادگار

                          قصه ها وخم گیسوی یار

                                      بر در میخانه غلامیم ما

                                              گرچه دراین معرکه خامیم ما

                                                                  اللهم عجل لولیک الفرج 

                                        

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388;ساعت 21:6;  توسط داداش مهدی;  | 

                             

           من از سخاوت چشمت شراب می خواهم

           عطش دویده به رگهایم آب می خواهم   

                                             سکوت پاسخ من نیست آشنا برگرد

                                             برای این همه پرسش جواب می خواهم

                                                                               فریاد نیشابوری

 

                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388;ساعت 0:1;  توسط داداش مهدی;  | 

دانلود مولودی عید غدیر با نوای گرم حاج سعید حدادیان : حاج محمد طاهری : حاج محمود کریمی : حاج حسن خلج : حاج احمد نیکبختیان : سیدمهدی میرداماد : حاج ابوالفضل بختیاری : حاج سید مجید بنی فاطمه : کربلایی حسین سیب سرخی : حاج مهدی سلحشور : کربلایی محمدحسین حدادیان و …  آماده دانلود میباشد 

 

Ghadir8

 

ادامه مطلب را بخوانید »


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388;ساعت 12:36;  توسط داداش مهدی;  | 

                              

  آخرین حج
در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص) دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.

در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى داشت با اين حال دهها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفرنوشته اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.

اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على (ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.

دلیل انتخاب محل غدیر خم
پس از پایان یافتن این حج که به الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام خوانده اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر (ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.

اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى كند.

اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص ) مى گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان ازآن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.

بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى گذرند. غدير خم مناسب ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهمیتی رابه گوش همگان برساند.


بارگاه حضر علی (ع) در نجف
مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدين شرح ايراد كرد:

"ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى خواهيم و به او ايمان مى آوريم و بر او توكل مى كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى بريم ، خدايى كه هدايت كننده اى نيست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست."

"من پيش از شما به حوض كوثر مى رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد،حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد."

مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول اللّه ! آن دو چيز گرانبها چيست ؟

فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست ، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نيكى كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته ام، پس شما ازآنها پيشى نگيريد كه هلاك مى شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد."

سپس دست على (ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست." اين جمله را سه بار تكرار كرد.

سپس گفت : "خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى ياور بگذار هر كس تنهايش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد .

اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند."

چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:

"امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد (اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم)"

پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد" .

                                                        

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388;ساعت 16:19;  توسط داداش مهدی; 

 

ای خدا
همیشه دلم می خواست شهید بشم
شهدا عاشق بی ریا بودند
تازه فهمیدم اونا کیا بودند

 

آ خدا بنده با صفا هزار هزار داری
یه دونه بنده بد داری اونو وا نذاری

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388;ساعت 15:56;  توسط داداش مهدی; 

 

من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

باور عشق برایش سخت است ...

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388;ساعت 23:54;  توسط داداش مهدی;  | 

 

عرفه رو با دوستان قصد کردیم بریم حرم امام رضا(ع)؛ تقريبا ساعت ۱ بود رسيديم

 حرم جاتون خالي خيلي شلوغ بود ولي با اين همه جمعيت خيلي باصفا بود

همه به دنبال يه جايي بودن تموم صحن ها پرشده بود ؛ ديگه جايي نبود برا نشستن

بعضي از صحن ها خانوادگي بود چه صفايي داشت خانوادگي دعا گوش كردن

با اين كه هوا سرد بود ويه نم نم بارون كمي اومد ولي همه حواسشون به دعا بود

خيلي عالي بود جاتون خالي

اصلا فكر نميكردم برا دعاي عرفه برم پيش آقا

واقعا ممنونتم آقا جون كه منو هم به محفل خودت راه دادي

يه ذره به خودم اميدوار شدم ؛ من حقير پر ازگناه كجا ؛ امام رضاي (ع) كجااااااااااا

خدارو خيلي شاكرم

دعا شروع شد چه هلهله اي به پا شد خيلي شور و حال داشت  چه با صفا بود

جمعيت رو بگو چه با اشتياق دنبال جايي مي گشتن

خيلي خوشم اومد ؛ از امام رضا (ع)خواستم سال ديگه دعاي عرفه رو دوباره دعوتم كنه ويه مدينه هم قسمتم كنه.....

خيلي دوست داشتم شب رو تو حرم باشم كه قسمتم شد...عالي بود

امام رضا (ع) ممنونم كه من سر وپا گناه رو به حرمت راه دادي در اين روز مقدس

   جاتون خالي .....التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388;ساعت 0:7;  توسط داداش مهدی;  | 

وخدایی که در این نزدیکی است:

لای این شب بوها؛ پاي آن كاج بلند

روي آگاهي آب ؛ روي قانون گياه

                                      «سهراب سپهری»

                                                         

 

مردی با خود زمزمه کرد : خدایا با من حرف بزن.

یک سار شروع به خواندن کرد.

اما مرد نشنید

فریاد برآورد : خدایا بامن حرف بزن؛ آذرخش در آسمان غريد.

اما مرد گوش نكرد.

مرد به اطراف خود نگاه كرد وگفت : خدايا بگذار تورا ببينم.

ستاره اي درخشيد.

اما مرد نديد.

مرد فرياد كشيد: يك معجزه به من نشان بده . نوزادي متولد شد.

اما مرد توجهي نكرد.

پس مرد در نهايت ياس فرياد زد: خدايا لمس كن وبگذار بدانم كه اينجا حضور داري.

در همين زمان خداوند پايين آمد ومرد رالمس كرد.

اما مرد پروانه رابا دستش پراند وبه راهش ادامه داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388;ساعت 23:7;  توسط داداش مهدی;  |